مجموعه اشعار مدایح بی صله بخش اول

احمد شاملو

مدایح بی صله
قسمت اول
صفحات ۱ الی ۱۰۵

احمد شاملو

اندیشیدن …

سحر به بانگ زحمت و جنون

جخ امروز …

تو باعث شده ای …

دست زی دست نمی رسد

همیشه همان …

پس آنگاه زمین …

شبانه

این صدا

بهتان مگوی

غمم مدد نکرد

با برونی یفسکی ، شاعر لهستانی

گریه اکنون …

سپیده دم

کویری

کجا بود آن جهان …

بوتیمار

ترانه ی اشک و آفتاب

بسوده ترین کلام است دوست داشتن …

تنها اگردمی …

احمد شاملو

مرد مصلوب …

! Viva , Viva el Cristo Rey

جانی پر از زخم …

شب غوک

در کوچه ی آشتی کنان

سرود قدیمی قحطسالی

ترانه ی اندوه بار سه حماسه

شبانه

دوستت می دارم بی …

سرود آوارگان

نلسن ماندلا

یک مایه در دو مقام

پرتوی که میتابد از کجاست ؟

حوای دیگر

ای کاش آب بودم …

تک تک ناگزیررا برمشمار …

توازی رد ممتد …

چشم های دیوار

شیهه و سم ضربه …

پاییز سن هوزه