مدایح بی صله قسمت سوم صفحات ۱۹۵ الی آخر

احمد شاملو

مدایح بی صله
قسمت سوم
صفحات ۱۹۵ الی آخر

احمد شاملو

روزنامه های انقلابی

وچون نوبت ملاحان …

میان کتابها گشتم

خواب آلوده هنوز

من هم دست توده ام

پیغام

جهان را که آفرید

نمی توانم زیبا نباشم …

نمیخواستم …

در جدال با خاموشی

احمد شاملو

اندیشیدن …

سحر به بانگ زحمت و جنون

جخ امروز …

تو باعث شده ای …

دست زی دست نمی رسد

همیشه همان …

پس آنگاه زمین …

شبانه

این صدا

بهتان مگوی

غمم مدد نکرد

با برونی یفسکی ، شاعر لهستانی

گریه اکنون …

سپیده دم

کویری

کجا بود آن جهان …

بوتیمار

ترانه ی اشک و آفتاب

بسوده ترین کلام است دوست داشتن …

تنها اگردمی …