روزنامه های انقلابی
وچون نوبت ملاحان …
میان کتابها گشتم
خواب آلوده هنوز
من هم دست توده ام
پیغام
جهان را که آفرید
نمی توانم زیبا نباشم …
نمیخواستم …
در جدال با خاموشی
اندیشیدن …
سحر به بانگ زحمت و جنون
جخ امروز …
تو باعث شده ای …
دست زی دست نمی رسد
همیشه همان …
پس آنگاه زمین …
شبانه
این صدا
بهتان مگوی
غمم مدد نکرد
با برونی یفسکی ، شاعر لهستانی
گریه اکنون …
سپیده دم
کویری
کجا بود آن جهان …
بوتیمار
ترانه ی اشک و آفتاب
بسوده ترین کلام است دوست داشتن …
تنها اگردمی …