آغاز
شبانه : میانِ خورشیدهای همیشه من و تو
من و تو…
از مرگ…
خفتگان
سرودِ آن کس که از کوچه به خانه باز میگردد
تکرار
چهار سرود برای آيدا
۱ . سرود مرد سرگردان
۲ . سرودِ آشنایی
۳ . کدامین ابلیس
۴ . سرود .برای . سپاس و پرستش
سرودِ پنجم
آیدا در آینه
میعاد
جاده، آن سویِ پُل
مجموعه شعر آیدا ، درخت و خنجر و خاطره
شبانه (مرگ را دیدهام من…)
شبانه (اندکی بدی در نهادِ تو…)
شبانه (ما شکیبا بودیم…)
شبانه (دریغا انسان…)
شبانه (و شما که به سالیانی چنین دوردست…)
آیدا درخت
شبانه (عصرِ عظمتهای غولآسای عمارتها…)
آیدا درخت
شبانه (دریغا درهی سرسبز و گردوی پیر…)
وتباهی آغاز یافت …
شبانه (دوستش میدارم…)
شبانه (قصدم آزارِ شماست!…)
شبانه : با گیاه بیابانم
غزلی در نتوانستن
سرودِ آنکس که برفت و آنکس که برجای ماند
از قفس
شکاف
لوح
آیدا درخت
در جدالِ آیینه و تصویر
خوابِ وجينگر
مثلِ اين است
حريقِ قلعهيی خاموش …
کلید
اتفاق
برف
شبگیر
غروبِ «سيارود»
در دوردست…
بر سنگفرش
کیفر
ماهی
کاج
پُل ِ اللهوردیخان
شبانه : به اسماعیل صارمی
طرح
فقر
مرثيه برای مردگانِ ديگر
شبانه : به محمود کیانوش
باران
نیمشب
شبانه : عشق
زن خفته
لوحِ گور
باران
تاشک
معاد
بر خاک ِ جدي ايستادم …
کوچه
دادخواست
در بسته…
از شهر سرد…
با همسفر
باغ آینه
مرثیه
نبوغ
شعارِ ناپلئونِ کبير
قصهی دخترای ننه دریا
حکایت
هاسمیک
ظلماتِ مطلقِ نابینایی
حجمِ قیرینِ نهدرکجایی…
درپيچيده به خويش…
طبيعتِ بیجان
در آستانه
خلاصهی احوال
آن روز در اين وادی…
خاطره
بر کدام جنازه زار میزند…؟
ما نیز…
قناری گفت…
نه عادلانه نه زيبا بود…
آن روی ديگرت…
یکی کودک بودن…
ترانه
سِفْرِ شُهود
قفس قفس اين قفس…
جوشان از خشم…
بوسه
گدایانِ بیابانی
ببر
طرحهای زمستانی
۱ . چرکمردگیِ پُرجوش و جنجالِ کلاغان
۲ . آسمان
طرحِ بارانی
میلاد
قصهی مردی که لب نداشت
ضیافت
شبانه : برای ضیاء الدین جاوید
در شب
فراقی
گفتی که باد مردهست …
شبانه : شانه ات مجابم میکند
زبانِ دیگر
هنوز در فکر آن کلاغم
خطابهی تدفین
شکاف
سِمیرُمی
سپیدهدم
ترانه آبی
از منظر
باران
شبانه : زیباترین تماشاست
ترانهی بزرگترين آرزو
پریدن
شبانه
۱
در نیست
شبانه
۲
اگر که بیهده زیباست شب
نشانه
برخاستن
تابستان
شبانه
۳
کلید بزرگ نقره
شبانه
۴
مرا تو بی سببی
سرود ابراهیم در آتش
غریبانه
میلاد آن که عاشقانه برخاک مرد
مجال
در میدان
شبانه
۵
مردی چنگ در آسمان افکند ،
تعویذ
ترانه ی تاریک
واپسین تیر ترکش ، آن چنان که می گویند
بر سرمای درون
از اینگونه مردن …
محاق
در آمیختن
اشارتی
تا شکوفه ی سرخ يک پيراهن : به آیدا ۱۳۴۳
سرود ِ مردی که خودش را کشته است
قصيده برای انسان ماه بهمن
سرود ِ بزرگ
سه سرود برای آفتاب
۱ – شبانه
۲ – چلچلی
۳ – …
مرگِ ناصری
مرثیه
رود
نقش
چه راهِ دور…
اسباب
ققنوس
سفر
چشماندازی دیگری
مجلهی کوچک ، به عباس جوانمرد
۱ : آه، تو میدانی
۲ : دورههای مجلهی کوچک ــ
۳ : به هنگامی که همجنسباز و قصاب
۴ : صبحِ پاییزی
۵ : ماندن به ناگزیر و
۶ : در پسِ دیوارِ باغ
Postumus
۱ : سنگ
۲ : از بیمها پناهی جُستم
۳ : بیخیالی و بیخبری.
پاییز ، برای غلامحسین ساعدی
مجموعه شعر حدیث بی قراری ماهان
سراسرِ روز
نوروز در زمستان
میدانستند دندان برای…
از خود با خويش : برای عباس جعفری
آشتی
غرشِ خامِ تندرهای پوده…
زنان و مردانِ سوزان…
ما فریاد میزدیم…
The Day After
سرودِ ششم
شب بیداران
شبانه : بی آرزو چه میکنی ای دوست ؟
شرقاشرقِ شادیانه…
نگران، آن دو چشمان است…
با تخلص خونين بامداد
چاهِ شغاد را ماننده…
نخستين که در جهان ديدم… : برای دکتر جهانگیر رآفت
نخستين از غلظهی پنيرک…
کژمژ و بیانتها…
۱
بهار خاموش
بازگشت
رانده
بیمار
شعر گمشده
رنجِ دیگر
دیدار واپسین
شعر ناتمام
۲
سفر
گلکو
صبر تلخ
مه
از زخمِ قلبِ «آبائی»
بادها
غبار
انتظار
تردید
احساس
خفاش
مرگ نازلی
نمی رقصانمت چون دودی آبی رنگ
ساعت اعدام
شعری که زندگیست
۳
طرح
در رزم زندگی
مرد مجسمه
لعنت
دیوارها
کبود
مرغ باران
بودن
۴
شبانه : شبانه شعری چگونه توان نوشت
شبانه : یاران من بیایید
شبانه : من سرگذشت یاسم و امید
شبانه : به خانم آنگلا بارانی
شبانه : با هزاران سوزن الماس
شبانه : وه ! چه شب های سحر سوخته
شبانه : یه شب مهتاب
۵
راز
بارون
پریا : به فاطی ابطحی کوچک
سرگذشت : برای سرور و ناصر مقبل
۶
افق روشن ، برای کامیار شاپور
نگاه کن
عشق عمومی
به تو سلام میکنم
تو را دوست می دارم
دیگر تنها نیستم
سرچشمه
بهار دیگر
به تو بگویم
بدرود
۷
از عموهایت
حریق سرد
شعر نا تمام
پیوند
برای شما که عشق تان زندگی ست
۸
سمفونی تاریک
آواز شبانه برای کوچه ها
با سماجت یک الماس
رکسانا
غزل آخرین انزوا
غزل بزرگ
حرف آخر
چشمان تاریک
سرود مردی که تنها به راه میرود
از مرز انزوا
تنها
پشت دیوار
سرود : برای پرویزِ شاپور
میلاد : نفسِ کوچکِ باد بود و حریرِ نازکِ مهتاب
گریزان : برای خانمِ عالیه جهانگیر یوشیج
پایتختِ عطش
ميان ِ ماندن و رفتن…
سخنی نیست…
حماسه؟
رهگذران
کوهها
انگیزههای خاموشی
غزلِ ناتمام…
شبانه : وان را که خبر شد، خبری بازنیامد
شبانه : اکنون، دیگرباره شبی گذشت
من مرگ را…
وصل :
۱
شبانه : به گوهرِ مراد
روزنامهی انقلابی
و چون نوبت ِ ملاحان…
ميان ِ کتابها گشتم
خوابآلوده هنوز…
من همدست ِ تودهام
پیغام : پسرِ خوبم، ماهان
جهان را که آفريد ؟
نمیتوانم زيبا نباشم…
نمیخواستم…
در جدال با خاموشی
۱
انديشيدن…
سحر به بانگِ زحمت و جنون
جخ امروز…
تو باعث شدهای…
دست زی دست نمیرسد
هميشه همان…
پس آنگاه زمین… : به شاهرخ جنابیان
شبانه : به فریادی خراشنده
اين صدا
بهتان مگوی
غمم مدد نکرد
با برونیيفسکی، شاعر لهستانی
کریه اکنون…
سپیدهدم
کویری : برای «زیور» کلیدر
کجا بود آن جهان…
بوتیمار
ترانهی اشک و آفتاب
بِسودهترين کلام است دوست داشتن…
تنها اگر دمی…
مردِ مصلوب…
El Cristo Rey!»
«Viva, Viva el Cristo Rey!
جانی پر از زخم…
شبِ غوک
در کوچهی آشتیکنان
سرودِ قدیمیِ قحطسالی : برای جواد مجابی
ترانهی اندوهبارِ سه حماسه : برای عمران صلاحی
شبانه : کی بود و چگونه بود
دوستت میدارم بی…
سرودِ آوارگان : برای پرییوش گنجی
نلسن ماندلا
يک مايه در دو مقام : به لئوناردو آلیشان
پرتوی که میتابد از کجاست؟
حوای دیگر
ای کاش آب بودم… : به مفتون امینی
تِکتِکِ ناگزیر را برمشمار…
توازی رد ممتد…
چشمهای ديوار
شيهه و سمضربه…
پاییزِ سنهوزه : برای منیژه قوامی
شعر، رهاییست
مرثیه : در خاموشی فروغ فرخزاد
شبانه : پچپچه را
با چشمها
شامگاهی
هملت
و حسرتی : به پاسخ استقبالیهیی
تمثیل : به پوران صلحکل و سیروس طاهباز
حکایت
در آستانه : برای م. امید
نامه
که زندانِ مرا بارو مباد
عقوبت : برای ایرج گُردی
صبوحی : برای م. آزرم
رستگاران
فصلِ دیگر
سرود برای مردِ روشن که به سایه رفت
پدران و فرزندان
مجموعه شعر ترانه های کوچک غربت
بچههای اعماق
مترسک : برای آنی و تقی مدرسی
هجرانی : تلخ چون قرابهی زهری
هجرانی : کهایم و کجاییم
هجرانی : شبِ ایرانشهر
هجرانی : غم اینجا نه
ترانهی کوچک
آخر بازی
هجرانی : سینِ هفتم
صبح
در این بنبست
عاشقانه : آنکه میگوید دوستت دارم
ترانهی همسفران
خطابهی آسان، در اميد : به رامین شهروند
رستاخیز
در لحظه
شبانه : نه تو را برنتراشیدهام
عاشقانه : بیتوته ی کوتاهی ست جهان
شبانه : گویی همیشه چنین است




























